نامنقول

مترادف‌ها

غیرقابل نقل

متضادها

منقول

لغت نامه دهخدا

نامنقول. [ م َ ] ( ص مرکب ) غیرقابل نقل. غیرقابل انتقال.

جمله سازی با نامنقول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شنیدن این خبر که شرکت بزرگ قرار است تمام شعب خود را تعطیل کند، برای همه کارکنان بسیار نامنقول و کاملاً غیرقابل باور بود.

💡 برخی از شایعاتی که در فضای مجازی منتشر شده است، کاملاً نامنقول بوده و هیچ پایه و اساس واقعی در دنیای واقعی ندارند.

💡 آن سناریوی عجیب و نامنقول که در فیلم نمایش داده شد، باعث شد تا تماشاگران در پایان نمایش، مدت زیادی درباره آن فکر کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران