ناملفوظ

مترادف‌ها

بیان نشده، ناخوانده

متضادها

ملفوظ

لغت نامه دهخدا

ناملفوظ. [ م َ ] ( ص مرکب ) تلفظناشده. گفته ناشده. || غیرقابل تلفظ. غیرملفوظ.

جمله سازی با ناملفوظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 های ناملفوظ در همهٔ موارد با کسره تلفظ می‌شود. تنها استثناء کلمهٔ «نه» است که با فتحه ادا می‌شود.

💡 های بیان حرکت، های غیرملفوظ، های مختفی یا های ناملفوظ در زبان فارسی هایی‌ست در پایان واژه و نشانگر فتحه یا کسرهٔ حرف پیش از خود است. این «ه» تلفظ نمی‌شود. مانند: خانِه یا خانَه و کاشانِه یا کاشانَه. در فارسی تاجیکی پایان این‌گونه واژگان مصوّت a [æ] است.

💡 برخی از احساسات بسیار عمیق انسانی چنان پیچیده هستند که در قالب کلمات ناملفوظ باقی می‌مانند و هیچ زبانی در دنیا قادر به توصیف دقیق آن‌ها نیست.

💡 او در آن لحظات بسیار سخت و تلخ، تنها با نگاهی ناملفوظ سعی داشت تمام غم و اندوه موجود در قلب خود را بدون استفاده از کلمات بیان کند.

💡 در بسیاری از متون ادبی کهن، شاعران بزرگ اغلب از توصیف برخی از حالات معنوی به صورت ناملفوظ استفاده می‌کنند تا ابهت و شکوه آن تجربه‌ها را حفظ کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران