نامشغول تصویر معنی نامشغول مترادفها بیکار متضادها مشغول لغت نامه دهخدا نامشغول. [ م َ ] ( ص مرکب ) بی کار.بی شغل. || غافل. بی خبر. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط نامسبوق بی مشغله نامعصوم گزارش محتوای نامناسب