نامتروک
مترادفها
رها شده، استفاده نشده
متضادها
متروک
لغت نامه دهخدا
نامتروک. [ م َ ] ( ص مرکب ) متداول. معمول. منسوخ ناشده. ترک ناشده. رایج. مستعمل. مقابل متروک. رجوع به متروک شود.
رها شده، استفاده نشده
متروک
نامتروک. [ م َ ] ( ص مرکب ) متداول. معمول. منسوخ ناشده. ترک ناشده. رایج. مستعمل. مقابل متروک. رجوع به متروک شود.