ناقبولاندن
مترادفها
قانع نکردن، باور نیاورداندن
متضادها
مقبول کردن، باوراندن
لغت نامه دهخدا
ناقبولاندن. [ ق َ دَ ] ( مص منفی )ناقبولانیدن. مقابل قبولاندن. رجوع به قبولاندن شود.
جمله سازی با ناقبولاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاش برای ناقبولاندن ایدههای نو در محیطهای سنتی، اغلب مانع از پیشرفت و خلاقیت در سازمانهای بزرگ و قدیمی میشود.
💡 سیاستهای سختگیرانه دولت در برخی موارد منجر به ناقبولاندن طرحهای اقتصادی توسط بخش خصوصی و فعالان اصلی بازار شده است.
💡 او سعی داشت با ارائه استدلالهای ضعیف، واقعیتهای موجود را برای دیگران به گونهای نشان دهد که منجر به ناقبولاندن حقیقت شود.