نافرخنده
مترادفها
ناخندان، بیخنده
متضادها
خندان، شاد، خنده رو
لغت نامه دهخدا
نافرخنده. [ ف َ خ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) نامبارک. نامیمون. شوم. میشوم. مشؤوم. نحس. مقابل فرخنده. رجوع به فرخنده شود.
ناخندان، بیخنده
خندان، شاد، خنده رو
نافرخنده. [ ف َ خ ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) نامبارک. نامیمون. شوم. میشوم. مشؤوم. نحس. مقابل فرخنده. رجوع به فرخنده شود.