ناساختگی
مترادفها
ناهمخوانی، عدم تناسب، تضاد، عدم سازگاری
متضادها
سازگاری، هماهنگی، همخوانی
لغت نامه دهخدا
ناساختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) ساخته نبودن. آماده و بسیجیده نبودن. || نابسامانی. روبراه نبودن. مرتب نبودن. || ناسازگاری.
ناهمخوانی، عدم تناسب، تضاد، عدم سازگاری
سازگاری، هماهنگی، همخوانی
ناساختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) ساخته نبودن. آماده و بسیجیده نبودن. || نابسامانی. روبراه نبودن. مرتب نبودن. || ناسازگاری.