نازاردن

لغت نامه دهخدا

نازاردن. [ دَ ] ( مص منفی ) ناآزردن. نیازردن:
که تا زنده ام هیچ نازارمت
برم رنج و همواره ناز آرمت.اسدی.رجوع به آزردن و نیازردن شود.
- امثال:
خون بریزد که موی نازارد، شبیه با پنبه سر بریدن.

فرهنگ فارسی

نا آزردن نیازردن.

رایا یعنی چه؟
رایا یعنی چه؟
کرده یعنی چه؟
کرده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز