نائجات

متضادها

هلاکت، سقوط

لغت نامه دهخدا

نائجات. [ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ نائجه. بادهای تندو شدید. ( منتهی الارب ). تندباد. || نائجات الهام؛ صوائحها. ( منتهی الارب ). || نائجات الهوام؛ بانگهای هوام. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران