لغت نامه دهخدا
میزندگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص ) کیفیت و حالت میزنده. میزش. اسم مصدر از میختن و میزیدن به معنی بول کردن.( از یادداشت مؤلف ). رجوع به میزیدن و میختن شود.
میزندگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص ) کیفیت و حالت میزنده. میزش. اسم مصدر از میختن و میزیدن به معنی بول کردن.( از یادداشت مؤلف ). رجوع به میزیدن و میختن شود.