لغت نامه دهخدا
مکعنب. [ م ُ ک َ ن َ ] ( ع ص ) تیس مکعنب القرن؛ تکه پیچیده شاخ. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مکعنب. [ م ُ ک َ ن َ ] ( ع ص ) تیس مکعنب القرن؛ تکه پیچیده شاخ. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تیس مکعنب القرن تکه پیچیده شاخ.