لغت نامه دهخدا
مکریت. [ م َ ] ( اِخ ) یکی از قبایل مغول که از امرای معروف آن توق تغان و کوچلک خان بن رونک می باشند: توق تغان که او نیز امیر مکریت بود و بیشتر از آوازه صولت چنگیزخان گریخته بودند. ( جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 47 ).
مکریت. [ م َ ] ( اِخ ) یکی از قبایل مغول که از امرای معروف آن توق تغان و کوچلک خان بن رونک می باشند: توق تغان که او نیز امیر مکریت بود و بیشتر از آوازه صولت چنگیزخان گریخته بودند. ( جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 47 ).
قبیله ای از مغول که توق تغان و کوچلک خان بن رونک خان از امرای آن قبیله بوده اند.