واژه «مکثور» در زبان عربی و متون لغوی فارسی به فردی گفته میشود که در برابر جمعیت یا نیرویی بسیار زیاد قرار گرفته و در نتیجه مغلوب و ناتوان شده باشد، بهگونهای که توان مقابله یا مقاومت در برابر آن کثرت را از دست بدهد. در این معنا، «مکثور» حالتی از شکست در برابر برتری عددی یا فشار جمعی را بیان میکند که در آن شخص یا گروهی تحت سلطه اکثریت قرار میگیرد. در برخی کاربردهای حدیثی نیز این واژه برای توصیف وضعیتی به کار رفته که فرد در محاصره یا فشار شدید قرار گرفته و توان دفاع از خود را ندارد. همچنین در تعبیر «مکثور علیه» به شخصی اشاره میشود که نهتنها مغلوب شده، بلکه از نظر مالی یا حقوقی نیز دچار نقصان و فشار شده و مطالبات و حقوق بسیاری بر عهده او قرار گرفته است. در این حالت، فرد عملاً در وضعیت بدهکاری یا تعهدات سنگین قرار دارد که او را تحت فشار قرار میدهد. منابع لغوی مانند «منتهیالارب» و «لسان العرب» این واژه را در همین معانی بهعنوان فردی مغلوب یا تحت فشار جمعی و حقوقی توضیح دادهاند. بنابراین «مکثور» تنها به شکست نظامی یا فیزیکی محدود نمیشود، بلکه میتواند شامل فشارهای اجتماعی، مالی و حقوقی نیز باشد. این واژه در اصل بر مفهوم غلبه کثرت بر فرد یا گروه تأکید دارد، بهگونهای که قدرت مقاومت از او سلب میشود. در مجموع، این کلمه به کسی گفته میشود که در برابر کثرت نیرو یا فشارهای متعدد ناتوان و مغلوب شده باشد و توان ایستادگی یا احقاق حق خود را از دست داده باشد.
مکثور
لغت نامه دهخدا
مکثور. [ م َ ] ( ع ص ) مغلوب در کثرت. ( از اقرب الموارد ). که گروه بسیار بر سر او ریخته و او را مغلوب کرده باشند و در حدیث حسین ( ع ) است: مارأینا مکثوراً... منه. ( از لسان العرب ). || مکثور علیه؛ آن که چیزیش نمانده باشد و بر وی حقوق بسیار شده. ( منتهی الارب ). آن که برای وی چیزی نمانده و بر گردن وی حقوق بسیار بود. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
مغلوب در کثرت. که گروه بسیار بر سر او ریخته و او را مغلوب کرده باشند و در حدیث حسین ( ع ) است: مارینا مکثورا... منه. آنکه برای وی چزی نمانده و برگردن وی حقوق بسیار بود.