موعوده
مترادفها
وعدهشده، موعود
متضادها
ناموعوده
لغت نامه دهخدا
( موعودة ) موعودة. [ م َ دَ ] ( ع مص ) موعود. وعد. نوید دادن. ( منتهی الارب ). و رجوع به وعد و موعود شود.
جمله سازی با موعوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون مذهبی و روایی، همواره از سرزمین موعوده و وعدههای الهی صحبت شده است که به مؤمنان امیدواری میدهد پس از سختیها، حتماً روزهای روشنی در راه خواهد بود.
💡 داستانهای قدیمی درباره آن سرزمین موعوده که در ذهنها نقش بسته، باعث شده تا نسلهای مختلف همواره با امید و انتظار مثبت به زندگی روزمره خود ادامه دهند.
💡 بسیاری از ادیبان بزرگ در اشعار خود از آن سرزمین موعوده و رسیدن به مقصود نهایی به عنوان نمادی برای رسیدن به آرامش و سعادت ابدی استفاده کردهاند.