واژه «مناقسه» در اصل یک واژه عربی است که در زبان فارسی نیز به کار رفته و به معنای «عیب کردن»، «خردهگیری» و «ایراد گرفتن» از سخن یا رفتار دیگران میباشد. این واژه زمانی استفاده میشود که فردی با دقت به گفتار یا عمل دیگری نگاه میکند و نقاط ضعف یا نقصهای آن را بیان مینماید. در برخی منابع لغوی، مناقسه در کنار واژههایی مانند «منافسه» نیز آمده و به نوعی از گفتوگو یا برخورد اشاره دارد که در آن دو طرف به نقد و بررسی یکدیگر میپردازند. با این حال، معنای اصلی و رایج آن همان عیبجویی و نشان دادن نقصها است. این واژه بیشتر در متون ادبی و لغوی قدیم دیده میشود و در زبان امروز کاربرد محدودتری دارد. مناقسه میتواند هم در گفتار و هم در رفتار مطرح شود و به حالتی اشاره دارد که در آن فرد به جای تأیید یا پذیرش، به دنبال یافتن اشکال و ایراد است. در برخی موارد، این واژه بار معنایی منفی دارد زیرا به رفتار انتقادی همراه با سختگیری اشاره میکند. همچنین میتواند در مباحث علمی یا ادبی به معنای بررسی دقیق و موشکافانه نیز به کار رود، هرچند در آن حالت بیشتر جنبه تحلیل دارد تا عیبجویی. در متون قدیمی، مناقسه گاهی به عنوان رفتاری میان دو فرد یا گروه ذکر شده که در آن هر طرف تلاش میکند ضعفهای طرف مقابل را آشکار کند. در مجموع، این واژه به معنای عیبگیری و خردهگیری از سخن یا عمل دیگران است و نشاندهنده نوعی نقد و بررسی همراه با دقت و توجه به نقصها میباشد.
مناقسه
لغت نامه دهخدا
( مناقسة ) مناقسة. [ م ُ ق َ س َ ] ( ع مص ) عیب کردن و گویند: بینهامنافسة و مناقسة. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).
فرهنگ فارسی
عیب کردن و گویند: بینها منافسه و مناقسه.