مملح

لغت نامه دهخدا

مملح. [ م ُ م َل ْ ل َ ] ( ع ص ) نمک زده. ( آنندراج ). نمک سود: سمک مملح؛ ماهی نمک زده. ( ناظم الاطباء ): و قد یتخذ من هذا النبات [ من شرش ] قبل ان یخرج شوکه مملح یکون طیباً. ( ابن البیطار، در کلمه شرش ).

فرهنگ معین

(مُ مَ لَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) شور کرده، نمک داده شده.
(مُ مَ لِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) شور کننده، نمک ریزنده.

ویکی واژه

شور کرده، نمک داده شده.
شور کننده، نمک ریزنده.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز