مقصو

لغت نامه دهخدا

مقصو. [ م َ ص ُوو ] ( ع ص ) جمل مقصو؛ شتر بریده گوش. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شتری که کنار گوش وی اندکی بریده شده باشد. جمل مقصی نیز مانند آن است. ( از اقرب الموارد ). مقصوة. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

جمل مقصو شتر بریده گوش.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز