مقادیم

لغت نامه دهخدا

مقادیم. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مُقدِم و مُقَدّم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ مقدم، به معنی آنچه پیش باشد از روی. ( آنندراج ). || ضرب فرکب مقادیمه؛ ای وقع علی وجهه ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )؛ زده شد فلان و رسید آن ضربت بر روی آن. || ج ِ مِقدام. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مِقدام و مِقدامة. ( اقرب الموارد ). و رجوع به مقدام شود.

فرهنگ فارسی

جمع مقدم به معنی آنچه پیش باشد از روی.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز