لغت نامه دهخدا
( مفاخذة ) مفاخذة. [ م ُخ َ ذَ ] ( ع مص ) هم زانو شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هم زانو شدن و نشستن زانو به زانوی دیگری. ( ناظم الاطباء ). || ترک یاری قوم کردن و آنان را پراکنده ساختن. ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).
( مفاخذة ) مفاخذة. [ م ُخ َ ذَ ] ( ع مص ) هم زانو شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هم زانو شدن و نشستن زانو به زانوی دیگری. ( ناظم الاطباء ). || ترک یاری قوم کردن و آنان را پراکنده ساختن. ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).