مغرفه
مترادفها
قاشق، ملاقه
متضادها
سادگی، فقر
لغت نامه دهخدا
( مغرفة ) مغرفة.[ م ِ رَ ف َ ] ( ع اِ ) کفچلیز. ج، مغارف. ( مهذب الاسماء ). کفلیز. ( منتهی الارب ). کفگیر و کفچه. ( غیاث ) ( آنندراج ). کفگیر. ( ناظم الاطباء ). آنچه بدان طعام را بردارند. ج، مغارف. ( از اقرب الموارد ). کپچلاز. کفشلیل. مَطفَحَة. مِذوَبَة. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
(مِ رَ فَ ) [ ع. مغرفة ] (اِ. ) کفگیر، ملاقه.
فرهنگ فارسی
کفچلیز جمع مغارف
ویکی واژه
مغرفة
کفگیر، ملاقه.
جمله سازی با مغرفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در بازار قدیمی شهر، یک مغرفه کوچک وجود دارد که انواع میوههای تازه و فصل را با قیمتی بسیار مناسب به تمامی مشتریان میفروشد.
💡 فروشنده در مغرفه خود با لبخندی گرم و مهربان از تمامی مشتریانی که برای خرید شیرینیهای سنتی به آنجا مراجعه میکنند، بسیار عالی استقبال میکند.
💡 برای برگزاری نمایشگاه بزرگ کتاب، هر نویسنده یا ناشر میتواند یک مغرفه اختصاصی برای معرفی و فروش جدیدترین آثار خود در فضای نمایشگاه اجاره نماید.