مغبار

مترادف‌ها

غبارآلود

متضادها

پاک، بی‌غبار

لغت نامه دهخدا

مغبار. [ م ِ ] ( ع ص ) شتر ماده ای که بسیارشیر گردد سپس ناقه های دیگر که با او بچه آوردند. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ماده شتری که شیر آن پس ازهمه شترانی که با وی بچه آورده اند بسیار گردد. ( ازاقرب الموارد ). || خرمابن غبار برنشسته. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شتر ماده که بسیار شیر گردد سپس ناقه های دیگر که با او بچه آورند.

کلمات مرتبط