مطیلق
مترادفها
رها، بی قید و شرط، محض
متضادها
مقید، محدود
لغت نامه دهخدا
مطیلق. [ م ُ طَ ل ِ ] ( ع ص مصغر ) مُطَیلیق. مصغر منطلق. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به منطلق شود.
رها، بی قید و شرط، محض
مقید، محدود
مطیلق. [ م ُ طَ ل ِ ] ( ع ص مصغر ) مُطَیلیق. مصغر منطلق. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به منطلق شود.