مضبور
مترادفها
نابود شده، هلاک شده، ویران شده
لغت نامه دهخدا
مضبور. [ م َ ] ( ع ص ) جمل مضبور؛ شتر استوارخلقت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مضبر شود.
فرهنگ فارسی
جمل مضبور شتر استوار خلقت
نابود شده، هلاک شده، ویران شده
مضبور. [ م َ ] ( ع ص ) جمل مضبور؛ شتر استوارخلقت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مضبر شود.
جمل مضبور شتر استوار خلقت