لغت نامه دهخدا
مشنگک. [ م َ ش َ گ َ ] ( اِ مصغر ) دزد و راهزن. ( برهان ) ( آنندراج ). راهزنک. و رجوع به مشنگ شود.
مشنگک. [ م ُ ش َ گ َ ] ( اِ مصغر ) ( از: مشنگ + ََ-ک، پسوند تصغیر ) ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). غله غیرمعلوم. ( برهان ). مشنج. ( الفاظالادویه ).نوعی از غله. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مُشَنگ شود.