مشعوذ

مترادف‌ها

شیاد، جادوگر، شعبده‌باز، فریبکار

لغت نامه دهخدا

مشعوذ. [ م ُش َع ْ وِ ] ( ع ص ) شعبده باز و افسونگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مُشَعْوَذ. که شعبده کند. و صیغه مفعول یعنی «مشعوَذ» برای مبالغه به کار رود. ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ماده بعد شود.
مشعوذ. [ م ُ ش َع ْ وَ ] ( ع ص ) شعبده کننده. ( از محیط المحیط ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماده قبل شود. || مسحور و افسون شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= مشعبد

جمله سازی با مشعوذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن مرد مشعوذ با ادعای داشتن قدرت‌های ماوراءالطبیعه، سعی داشت با فریب دادن مردم ساده‌دل، مبالغ هنگفتی را از آن‌ها به عنوان پول جادو بگیرد.

💡 در بسیاری از داستان‌های عامیانه، شخصیت مشعوذ معمولاً نقش منفی را ایفا می‌کند و با استفاده از حقه و خدعه، دیگران را گمراه می‌سازد.

💡 جامعه باید نسبت به وعده‌های دروغین افراد مشعوذ که ادعای درمان بیماری‌های سخت را دارند، بسیار هوشیار و مراقب باشد تا آسیب نبینند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران