مسهلات

مترادف‌ها

آسان‌کننده‌ها، تسهیل‌کننده‌ها

متضادها

دشوارکننده‌ها، موانع، معوقات

لغت نامه دهخدا

مسهلات. [ م ُ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِمسهل و مسهلة. داروهای مسهل. چیزهائی که شکم را می راند و اسهال می آورد. ( ناظم الاطباء ). ادویه مسهلة.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مسهله ( مسهل ) داروهایی که جهت سهولت عمل دفع رودهها استعمال شوند ادوی. مسهله.