مسطوح

مترادف‌ها

صاف، هموار

متضادها

ناهموار، برجسته

لغت نامه دهخدا

مسطوح. [ م َ ] ( ع ص ) رجوع به سطح شود. || کشته دراز افتاده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مسطوح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در نقشه‌برداری‌های دقیق، شناسایی مناطق مسطوح برای ساخت‌وسازهای بزرگ شهری و ایجاد جاده‌های رفت‌وآمد آسان، اهمیت بسیار زیادی در برنامه‌ریزی دارد.

💡 سطح زمین در آن منطقه بسیار مسطوح است و همین ویژگی باعث شده که کشاورزان بتوانند محصولات خود را به راحتی کشت کنند.

💡 دانشمندان برای مطالعه‌ی ساختار زمین، نواحی مسطوح و مرتفع را با استفاده از ابزارهای پیشرفته‌ی سنجش از دور به دقت مورد بررسی قرار می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران