موجوه

لغت نامه دهخدا

موجوه. [ م َ ] ( ع ص ) بر روی زده شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

جمله سازی با موجوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بحث‌های فلسفی کلاسیک، مفهوم موجود یا آنچه به عنوان امر موجوه در جهان هستی شناخته می‌شود، همواره موضوع بحث فیلسوفان بوده است.

💡 حقوقدانان معتقدند که هر حق قانونی باید بر پایه یک واقعیت موجوه و ملموس در دنیای واقعی استوار باشد تا بتوان آن را در دادگاه اثبات کرد.

💡 در بررسی‌های علمی، شناسایی عناصر موجوه در یک ترکیب شیمیایی می‌تواند به درک بهتر ساختار مولکولی و واکنش‌های احتمالی آن ماده کمک شایانی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران