مستوفر
مترادفها
فراوان، موجود، کامل
متضادها
ناقص، اندک، کم
لغت نامه دهخدا
مستوفر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) تمام گیرنده حق خود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کامل کننده کاری را. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استیفار شود.
جمله سازی با مستوفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای اینکه پروژه بتواند در زمان مقرر به پایان برسد، باید تمام منابع مالی و نیروی انسانی مورد نیاز به صورت کاملاً مستوفر فراهم باشد.
💡 از نظر حقوقی، زمانی که شرایط قانونی برای صدور حکم فراهم شده و مدارک مستوفر در اختیار دادگاه قرار گرفت، قاضی میتواند رای خود را صادر کند.
💡 در مدیریت زنجیره تأمین، اطمینان از اینکه کالاهای مورد نیاز در انبار به میزان مستوفر موجود هستند، برای جلوگیری از توقف تولید بسیار ضروری است.