مستوفر
مترادفها
فراوان، موجود، کامل
متضادها
ناقص، اندک، کم
لغت نامه دهخدا
مستوفر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) تمام گیرنده حق خود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کامل کننده کاری را. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استیفار شود.
فراوان، موجود، کامل
ناقص، اندک، کم
مستوفر. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) تمام گیرنده حق خود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || کامل کننده کاری را. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استیفار شود.