مسامحات
مترادفها
مدارا، گذشت، بخشش، تسامح
متضادها
سختگیری، تعصب، کینهتوزی
لغت نامه دهخدا
مسامحات. [ م ُ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مسامحة. و رجوع به مسامحة و مسامحت شود.
جمله سازی با مسامحات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخورد با تفاوتهای فرهنگی و مذهبی نیازمند برخورداری از مسامحات و مدارا با دیگران است تا صلح و آرامش در جوامع مختلف برقرار گردد.
💡 در روابط انسانی، وجود مسامحات و گذشت از خطاهای کوچک میتواند باعث تقویت پیوندهای عاطفی و ایجاد محیطی بسیار صمیمانه و دوستانه میان افراد شود.
💡 مذهب و اخلاق همواره بر مسامحات و بخشش تاکید دارند تا انسانها بتوانند با روحیه ای مثبت و دور از کینه با هم زندگی کنند.