مزبوق

لغت نامه دهخدا

مزبوق. [ م َ ] ( ع ص ) برکنده شده. ( ازمنتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آمیخته. || بند کرده. بازداشته. ( از منتهی الارب ).

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز