لغت نامه دهخدا
مزبرانی. [ م َ ب َ نی ی ] ( ع ص ) مرد کلان دوش. أسد مزبرانی؛ شیر کلان دوش. ( منتهی الارب ). رجل مزبرانی؛ مرد کلان دوش. ( ناظم الاطباء ). مرد یا شیر کلان دوش. ( آنندراج ).
مزبرانی. [ م َ ب َ نی ی ] ( ع ص ) مرد کلان دوش. أسد مزبرانی؛ شیر کلان دوش. ( منتهی الارب ). رجل مزبرانی؛ مرد کلان دوش. ( ناظم الاطباء ). مرد یا شیر کلان دوش. ( آنندراج ).