مزاریع
مترادفها
مزارع، کشتزارها
لغت نامه دهخدا
مزاریع. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مزروع، به معنی کشت و کشته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مزروع و کشت
جمله سازی با مزاریع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون حقوقی و قدیمی، واژه مزاریع برای اشاره به مجموعهای از زمینهای کشاورزی و اراضی تحت مدیریت ارباب به کار میرفته است.
💡 کشاورزان منطقه با استفاده از سیستمهای آبیاری نوین، تلاش میکنند تا از بهرهوری بیشتر در تمامی مزاریع و زمینهای زیر کشت خود اطمینان یابند.
💡 تقسیمبندی دقیق مزاریع و مرزبندی میان زمینهای کشاورزی، از اهمیت بسیار زیادی در جلوگیری از بروز اختلافات میان روستاییان برخوردار است.