مدخنه

مترادف‌ها

کوره، دودکش

لغت نامه دهخدا

( مدخنة ) مدخنة. [ م ِ خ َ ن َ ] ( ع اِ ) بوی سوز. ( منتهی الارب ). مجمره. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). بخورسوز. عودسوز. ج، مَداخِن:
ساقیان تو فکنده باده اندر باطیه
خادمان تو فکنده عنبر اندر مدخنه.منوچهری.
مدخنة. [ م ُخ ِ ن َ / م ُ دَخ ْ خ ِ ن َ / م ُدْ دَ خ ِ ن َ ] ( ع ص ) آتش دوددار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مِ خَ نَ ) [ ع. مدخنة ] (اِ. ) جای بخور، بوی سوز، مجمر.

فرهنگ عمید

مجمر، بوی سوز.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بوی سوز: ساقیان تو فکنده باده اندر باطیه خادمان تو فکنده عنبر اندر مدخنه. ( منوچهری )
آتش دود دار

ویکی واژه

مدخنة
جای بخور، بوی سوز، مجمر.

جمله سازی با مدخنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دود غلیظی که از مدخنه بزرگ کارخانه به آسمان برخاسته بود، نشان‌دهنده فعالیت شبانه‌روزی و مداوم ماشین‌آلات در محیط صنعتی آن منطقه بود.

💡 معمار ساختمان قدیمی بر این باور بود که طراحی صحیح مدخنه برای خروج بهتر دود و جلوگیری از آلودگی محیطی بسیار اهمیت دارد.

💡 در خانه‌های سنتی و قدیمی، مدخنه نقش بسیار مهمی در تهویه مطبوع فضای داخلی و خارج کردن دود حاصل از اجاق‌های چوبی ایفا می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران