مدحض

لغت نامه دهخدا

مدحض. [ م ُ ح َ ] ( ع ص ) مغلوب در قرعه کشی. ( از ناظم الاطباء ): «فساهم فکان مِن َ المدحِضین ». ( قرآن 141/37 ). گفتند یونس با ایشان قرعه ای زد از جمله مدحضان آمد؛ یعنی از جمله مقروعان آمد و مغلوبان. ( تفسیر ابوالفتوح رازی ص 450 ).
مدحض. [ م ُ ح ِ ] ( ع ص )کسی که لغزاند پای را. ( آنندراج ). مزلق. ( از متن اللغة ). || باطل کننده. ( آنندراج ). آنکه باطل و بی حاصل می کند. ( ناظم الاطباء ). ابطال کننده حجت را. ( از اقرب الموارد ). || آنکه می چرخاند کعبتین را پس از انداخته شدن. ج، مدحضون. ( ناظم الاطباء ).

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز