مخیخ

لغت نامه دهخدا

مخیخ. [ م ُ ] ( ع ص ) گیاه اندک گردیده و نهان. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
مخیخ. [ م َ ] ( ع ص ) عظم مخیخ؛ استخوان بامغز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
مخیخ. [ م ُ خ َ ]( ع اِمصغر ) مغز کوچک. خردمغز. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به مخچه شود.

فرهنگ فارسی

مغز کوچک

جمله سازی با مخیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مخیخ مسئول حفظ تعادل و هماهنگی حرکات بدن است و اگر آسیبی به آن وارد شود، فرد ممکن است در پیاده‌روی دچار مشکل جدی شود.

💡 پزشکان متخصص مغز و اعصاب تأکید می‌کنند که عملکرد صحیح مخیخ برای انجام فعالیت‌های دقیق مانند نوشتن یا نواختن ساز بسیار حیاتی است.

💡 در مطالعات علوم اعصاب، بررسی ارتباط بین قشر مغز و مخیخ برای درک بهتر کنترل حرکتی انسان اهمیت بسیار زیادی در تحقیقات علمی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران