مخمن
مترادفها
گمانکننده، حدسزننده
متضادها
متیقن
لغت نامه دهخدا
مخمن. [ م ُخ َم ْ م ِ ] ( ع ص ) به گمان و قیاس گوینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). گوینده به گمان و قیاس و تخمین. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخمین شود.
فرهنگ فارسی
به گمان و قیاس گوینده