محصولدار

مترادف‌ها

کشاورز، تولیدکننده

متضادها

مصرف‌کننده

لغت نامه دهخدا

محصولدار. [ م َ ] ( نف مرکب ) باردار. میوه دار. || مالدار. توانگر. || مثمر. || آنکه مأمور میشود برای گرفتن خراج های غیر مستقله. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محصل شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران