محراث

محراث

این واژه در لغت‌نامه‌های کهن عربی و فارسی دارای چند معنای مرتبط با ابزار و وسایل کاربردی در زندگی روزمره و نیز مفاهیم استعاری است و در متون قدیمی با کاربردهای متنوعی ذکر شده است. در یک معنای اصلی، «محراث» به ابزار یا چوبی گفته می‌شود که برای زیر و رو کردن و هم زدن آتش در تنور یا اجاق از آن استفاده می‌کردند و به همین دلیل آن را «آتش‌کاو» نیز نامیده‌اند. این ابزار نقش مهمی در تنظیم و کنترل آتش داشته و در زندگی سنتی برای پخت‌وپز بسیار کاربردی بوده است. در برخی منابع، این وسیله با عنوان «محراک» نیز آمده که همان مفهوم چوب مخصوص هم زدن آتش را بیان می‌کند. همچنین در بعضی متون، «محراث» به انبر نیز اطلاق شده است که برای گرفتن یا جابه‌جا کردن اجسام داغ در آتش به کار می‌رفته است. در کاربرد دیگری، این واژه به ابزار کشاورزی نیز ارتباط داده شده و به چوبی گفته می‌شود که گاوآهن به آن بسته می‌شود و بر گردن گاو قرار می‌گیرد تا در شخم‌زدن زمین مورد استفاده قرار گیرد. این معنا نشان می‌دهد که واژه در حوزه کشاورزی نیز جایگاه داشته و به ابزارهای سنتی مرتبط بوده است. در متون لغوی همچنین ترکیب «محراث الحرب» دیده می‌شود که به معنای چیزی است که باعث برانگیخته شدن جنگ یا تحریک به نبرد می‌شود و کاربردی استعاری دارد. بنابراین «محراث» هم در معنای ابزار فیزیکی و هم در معنای کنایی و استعاری به کار رفته است. این واژه در مجموع نشان‌دهنده ابزارهایی برای ایجاد حرکت، تغییر یا تحریک در آتش، زمین یا حتی در مفهوم جنگ است و در فرهنگ لغوی قدیم تنوع معنایی قابل توجهی دارد.

لغت نامه دهخدا

محراث. [ م ِ ] ( ع اِ ) محرث. ( منتهی الارب ). آتش کاو. ( منتهی الارب ). محراک. تنورآشور. چوبی که بدان آتش بهم زنند. سکه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). قلبه. فدان. ( ناظم الاطباء ). || محراث الحرب؛ آنچه جنگ برانگیزد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

انبر.

فرهنگ فارسی

آتش کاو

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
آلفا یعنی چه؟
آلفا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز