مجناء
مترادفها
مست، مدهوش، دیوانه
متضادها
هوشیار
لغت نامه دهخدا
مجناء. [ م ُ ن َءْ ] ( ع اِ ) سپر، بدان جهت که خمیده پشت است. ( منتهی الارب ). سپری که در وی هیچ آهن نباشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مست، مدهوش، دیوانه
هوشیار
مجناء. [ م ُ ن َءْ ] ( ع اِ ) سپر، بدان جهت که خمیده پشت است. ( منتهی الارب ). سپری که در وی هیچ آهن نباشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).