سپر داشتن

لغت نامه دهخدا

سپر داشتن. [ س ِ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مدافع قرار دادن کسی یا چیزی را:
سیاوش مرا چون پدر داشتی
به پیش بدیها سپر داشتی.فردوسی.پیش جان تو سپر کرده ست یزدان تَنْت را
تو چرا جان را همی داری به پیش تن سپر.ناصرخسرو. || مجهز بدفاع بودن:
سلیح دیو لعین است بر تو فرج و گلو
به پیش این دو سلیحت همی سپر دارد.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

مدافع قرار دادن کسی یا چیزی را مجهز بدفاع بودن

جمله سازی با سپر داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عنان و سنان و سپر داشتن به آوردگه باره برگاشتن

💡 بدان تا مرا ساز آیین جنگ سپر داشتن پیش تیر خدنگ

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
غلام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز