سپر داشتن

مترادف‌ها

محافظت داشتن، دفاع کردن

متضادها

بی‌دفاع بودن

لغت نامه دهخدا

سپر داشتن. [ س ِ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مدافع قرار دادن کسی یا چیزی را:
سیاوش مرا چون پدر داشتی
به پیش بدیها سپر داشتی.فردوسی.پیش جان تو سپر کرده ست یزدان تَنْت را
تو چرا جان را همی داری به پیش تن سپر.ناصرخسرو. || مجهز بدفاع بودن:
سلیح دیو لعین است بر تو فرج و گلو
به پیش این دو سلیحت همی سپر دارد.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

مدافع قرار دادن کسی یا چیزی را مجهز بدفاع بودن

جمله سازی با سپر داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عنان و سنان و سپر داشتن به آوردگه باره برگاشتن

💡 بدان تا مرا ساز آیین جنگ سپر داشتن پیش تیر خدنگ

💡 در دنیای پر از رقابت امروز، داشتن دانش و مهارت‌های تخصصی می‌تواند به عنوان یک سپر داشتن قوی در برابر مشکلات شغلی و تغییرات بازار کار عمل کند.

💡 داشتن اعتماد به نفس بالا و نگرش مثبت نسبت به زندگی، مانند سپر داشتن در برابر فشارهای روانی و بحران‌های ناگهانی است که هر انسانی ممکن است با آن روبرو شود.

💡 بسیاری از افراد معتقدند که دانش عمیق از قوانین حقوقی، مانند سپر داشتن در برابر ظلم و بی‌عدالتی در محیط‌های اداری و اجتماعی می‌تواند بسیار مفید باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران