متمنیات
مترادفها
آرزوها، خواستهها، تمناها
لغت نامه دهخدا
متمنیات. [ م ُ ت َ م َن ْ نی ] ( ع ص، اِ ) آرزوها و آرزو کرده شده ها. ( غیاث ) ( آنندراج ). مستدعیات و مقاصد درخواست شده. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با متمنیات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با وجود تمام مشکلات و سختیهایی که در مسیر پیشرفت وجود دارد، متمنیات و آرزوهای زیبای او باعث میشود که هر روز با انرژی تلاش کند.
💡 در پایان سخنرانی، وی از تمامی حاضران خواست که با تمام توان برای تحقق متمنیات و آرزوهای بزرگ ملت خود در عرصههای مختلف جهانی تلاش کنند.
💡 او همیشه در دفترچه یادداشت خود، متمنیات و هدفهای بلندمدت خود را مینویسد تا در لحظات ناامیدی، آنها را به عنوان انگیزهای برای حرکت به یاد آورد.