معروضات
مترادفها
عرضهها، ارائه ها
لغت نامه دهخدا
معروضات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) عریضه ها و نوشته ها. || درخواستها و مستدعیات. || چیزهای عرضه شده و اظهار کرده شده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
عریضه ها و نوشته ها
جمله سازی با معروضات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تمامی معروضات و گزارشهای فنی مربوط به پروژههای بزرگ عمرانی سال جاری، باید تا پایان هفته جاری به دبیرخانه هیئت مدیره ارسال و به دقت ثبت گردند.
💡 در جلسات رسمی و اداری سازمان، معروضات ارائهشده توسط مدیران بخشهای مختلف، نیازمند دقت نظر بالا و بررسیهای گسترده از سوی اعضای شورای عالی است.
💡 بررسی دقیق تمامی معروضات مالی و مستندات موجود در پروندههای حقوقی، برای تصمیمگیری نهایی توسط دادگاه و برقراری عدالت در جامعه بسیار حیاتی و ضروری است.