مستدعیات
مترادفها
درخواستها، تقاضاها
لغت نامه دهخدا
مستدعیات. [ م ُ ت َ ع َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مستدعیة. عرایض و چیزهای درخواست شده و استدعاشده. ( ناظم الاطباء ). تقاضاها. درخواستها: عرض مطالب مستدعیات اکثر صاحب جمعان به ناظر بیوتات تعلق دارد.( تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 12 ). [ معیران ] مستدعیات خود را بدون واسطه مشافهةً عرض.... می داشته اند. ( تذکرةالملوک ص 21 ). رجوع به مستدعیة و مُستدعی ̍ شود.
فرهنگ عمید
= مستدعا
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مستدعیه ( مستدعی ) در خواستها تقاضاها.
جمله سازی با مستدعیات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آقای طباطبایی رو به شیخ کرد و گفت: مقاصد شما چه چیز است و مستدعیات شما چه؟ بفرمایید ما هم بدانیم.
💡 به سلامتی به شهر بروید، مراتب را در مجلس مطرح کنید، اگر صلاح دیدند و مختصر مستدعیات ما را انجام کردند، ما همینطور که آمدیم، خودمان به شهر مراجعت خواهیم کرد، [خلاصه مستدعایات] اوّل: عزل و تبعید شش نفر وکیل از مجلس؛ دوم: قدغن موقوفی جراید و تبعید دو سه نفر از مدیران جراید از تهران؛ سوم: تبعید چهار نفر واعظ از تهران یا قدغن و نرفتن منبر.».