لغت نامه دهخدا
متمدد. [ م ُ ت َ م َدْ دِ ] ( ع ص ) کشیده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کشیده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تمدد شود.
متمدد. [ م ُ ت َ م َدْ دِ ] ( ع ص ) کشیده شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کشیده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تمدد شود.
(مُ تَ مَ دِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - کشیده شونده. ۲ - قابل ارتجاع.
کشیده شونده.
قابل ارتجا