متلمع
لغت نامه دهخدا
متلمع. [ م ُ ت َ ل َم ْ م ِ ] ( ع ص ) رباینده چیزی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رباینده وبه زور گیرنده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تلمع شود.
جمله سازی با متلمع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نور متلمع و بسیار درخشان خورشید در هنگام طلوع، تمام سطح دریا را مانند یک آینه بزرگ و براق پوشانده بود.
💡 جواهرات متلمع و گرانبها در ویترین آن فروشگاه لوکس، چشم هر بینندهای را با درخشش خیرهکننده خود به شدت میگرفت.
💡 سطوح متلمع و صاف این ساختمان مدرن، بازتاب نور شهر را در شب به شکلی بسیار زیبا و خیرهکننده نشان میداد.