متفأل
مترادفها
خوشبین، امیدوار
متضادها
بدبین، ناامید
لغت نامه دهخدا
متفأل. [ م ُ ت َ ءِ ] ( ع ص ) کسی که بنام او فال میگیرند و تفأل میزنند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به ماده بعد شود.
متفال. [ م ِ ] ( ع ص ) زن بسیار گنده نفس. ( ناظم الاطباء ). زن بوی ناک. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
زن بسیار گنده نفس
جمله سازی با متفأل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با وجود تمام مشکلات و چالشهای دشواری که در مسیر پیشرفت پروژه وجود داشت، او همچنان نگاهی متفأل به آینده و موفقیتهای آتی داشت.
💡 او فردی بسیار متفأل است که همیشه سعی میکند در میان تاریکیترین لحظات زندگی، امیدی برای تغییر و بهبود شرایط در دل دیگران ایجاد کند.
💡 برخورد متفأل او با حوادث غیرمنتظره، باعث شد که تمام اعضای تیم از او انرژی گرفته و با روحیه بیشتر به کار خود ادامه دهند.