متذبل
مترادفها
پژمرده، خشکیده
متضادها
شاداب، تازه، شکوفا
لغت نامه دهخدا
متذبل. [ م ُ ت َ ذَب ْ ب ِ ] ( ع ص ) زنی که به رفتار مردان رود. ( آنندراج ). و رجوع به تذبل و ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
زنی که برفتار مردان رود
پژمرده، خشکیده
شاداب، تازه، شکوفا
متذبل. [ م ُ ت َ ذَب ْ ب ِ ] ( ع ص ) زنی که به رفتار مردان رود. ( آنندراج ). و رجوع به تذبل و ماده بعد شود.
زنی که برفتار مردان رود