متتابعا
مترادفها
پیاپی، مسلسل، پشت سر هم، یکی پس از دیگری
متضادها
متفرق، گسسته، پراکنده
لغت نامه دهخدا
( متتابعاً ) متتابعاً. [ م ُ ت َ ب ِ عَن ْ ] ( ع ق ) پیاپی. به طور متتابع ( معنی اول ). و رجوع به پیاپی شود.
جمله سازی با متتابعا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او برای چندین روز متتابعا در اتاق خود تنها ماند و به افکار عمیق و پیچیدهای درباره آیندهاش مشغول شد که بسیار نگرانکننده به نظر میرسید.
💡 تیم فوتبال ما برای پنج بازی متتابعا پیروز شد و اکنون شانس بسیار زیادی برای رسیدن به جام قهرمانی در این فصل هیجانانگیز دارد.
💡 او متتابعا تلاش کرد تا مشکل فنی سیستم را حل کند، اما هر بار که به مرحلهای نزدیک میشد، با خطای جدیدی مواجه میگشت.