متتابعا
مترادفها
پیاپی، مسلسل، پشت سر هم، یکی پس از دیگری
متضادها
متفرق، گسسته، پراکنده
لغت نامه دهخدا
( متتابعاً ) متتابعاً. [ م ُ ت َ ب ِ عَن ْ ] ( ع ق ) پیاپی. به طور متتابع ( معنی اول ). و رجوع به پیاپی شود.
پیاپی، مسلسل، پشت سر هم، یکی پس از دیگری
متفرق، گسسته، پراکنده
( متتابعاً ) متتابعاً. [ م ُ ت َ ب ِ عَن ْ ] ( ع ق ) پیاپی. به طور متتابع ( معنی اول ). و رجوع به پیاپی شود.