متهاتن

متضادها

ستایش، تمجید، احترام

لغت نامه دهخدا

متهاتن. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) باران پیاپی و پیوسته بهم. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تهاتن شود.

فرهنگ فارسی

باران پیاپی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران